سلطان محمد مطربي سمرقندي

184

تذكرة الشعراء ( فارسي )

متعطّشان مىچكاند . شعر : معانيه ضوء الشمس ، اما سواده * فليل مغشّى بالنّجوم الزواهر و چون اين مجموعه ، ذكر اشعار دررنثار حضرت ايشان بود ، بنابر آن ، قلم تيز زبان را ، از اتيان آن معذور داشت و حضرت ايشان صاحب مقامات عليّه و كرامات سنيّه‌اند و بسيارى از طالبان ، به ميمنت همّت عالىنهمت ايشان ، از حضيض مذلّت و جهالت ، به اوج عزّت و كرامت ، صعود نموده‌اند . وقتى كه اين كمينه ، در صغر سنّ ، به درس فوائد ضيائيّه « 1 » به مشاركت مخدوم‌زادهء عالميان حضرت خواجه هاشم - سلّمه اللّه تعالى و ابقاه و اوصل الى غاية متمنّاه - حاضر مىشد ، گاهى به جهت تذكار و تكرار سبق و تصحيح و تنقيح عبارت ، به منزل شريف ايشان كه در لب حوض بلبلك واقع است مىآمد ؛ روزى در حين مذاكرهء سبق ، اين بيت كه منسوب به حضرت فاطمه است - رضى اللّه عنها و صلّى و سلّم على ابيها - و در مرثيهء حضرت رسالت - صلّى اللّه عليه و سلّم - فرموده‌اند مذكور شد كه : شعر : صُبّت علىّ مصائب لو انّها * صُبّت على الايّام صرن لياليا « 2 » حضرت ايشان پرسيدند كه اين بيت در كدام بحر است ؟ گفتم : در بحر رجز مسدّس سالم ؛ فرمودند كه : از ابيات فارسى ، مثالى نما ، اين بيت را خواندم كه : بيت : ساقى به عشرت كوش ، در دوران گل * مگذار از كف جام تا پايان گل

--> ( 1 ) . الفوائد الضيائيه از عبد الرحمان جامى ( متوفّى 898 ق ) شرحى است بر كافيهء ابن حاجب در علم نحو . ( 2 ) . بيت اول اين شعر : ماذا على المشتمّ تربة احمد * ان لا يشمّ مدى الزّمان غواليا از حضرت فاطمه ( س ) است كه بر سر قبر پدر بزرگوارش انشاد كرده است ( نك : بحار الأنوار ، 79 / 106 ) .